امروز از قول کسی شنیدم که در مراسم سفره حضرت ابوالفضل (ع) دوستی را که سالها از او بی خبر بوده میبیند اما قبل از نزدیک شدن به او متوجه میشود جمع حاضر به شکل خاصی به او بی توجهی میکنند و وقتی موضوع را جویا میشود به او میگویند که فلانی مسیحی شده ...

از او درباره علت گرایشش به دین مسیح سوال میکند و پاسخ میشوند : روزی که بسیار مستأصل بودم و از شدت گرفتاری های گوناگون صبرم تمام شده بود به یکی از روحانیان مسلمان مراجعه کردم و وقتی مشکلم را به او گفتم ، او مرا دعوت به صبر کرد و گفت اینها زودگذر است و من باید به فکر آخرتم باشم . این تازه مسیحی ادامه میدهد : نه قانع شدم و نه اضطرابم رفع شد . بی هدف در خیابان میرفتم تا دیدم در کلیسایی باز است . وارد شدم و چند دقیقه به سکوت و تنهایی گذشت . تا راهبه ای میان سال و خوش برخورد به طرفم آمد . سلام کرد و پرسید : اتفاقی افتاده که نگرانی ؟ به او مشکلم را گفتم و او از من خواست تا کمی انجیل برایم بخواند . فارسی خواند . آرام شدم . جملاتی که هرگز نشنیده بودم . امید . کامیابی . همینجا (نه دنیای دیگر) . این زن خارج شده از دین اسلام میگوید بعد که آرامتر شدم راهبه مرا به جلسات هفتگی دعوت کرد و خواست هر وقت مشکلی داشتم اول او را در جریان بگذارم تا اگر توانست کمکم کند . این بود که حس کردم مسحیت مهربان تر و منعطف تر است و تصمیم گرفتم دینم را عوض کنم . قصد دارم فرزندانم را هم به این کار ترغیب کنم . با اینحال حضرت عباس را هرگز فراموش نمیکنم و دوستش دارم . زهرا (س) را دوست دارم . ولی فکر میکنم این روش بهتر است . شاید هم روزی دوباره مسلمان شدم .

تا اینجای بیان خاطره که رسیدیم بین دوستان بحث داغی درگرفت . اینکه آیا اسلام که آخرین و کاملترین دین خداست اشکالی دارد ؟ آیا (برخی) روحانیان دینی صداقت و جذابیتی را که باید ، ندارند ؟ آیا آموزه های اسلام تنها آخرت گراست و به دنیا کاری ندارد ؟ آیا فقط مسحیت دین صلح و رحمت است ؟ پس قرون وسطی چگونه توجیه میشود ؟ تحریفات انجیل چه ؟ آیا طلب مال فراوان در اسلام مذموم است ؟ پس چرا در دعاهای گوناگون از خدا روزی وسیع میخواهیم ؟ آیا آیات قرآن هیچ نکته روشنی برای آرامش درماندگان ندارند ؟ آیا جمله های امیدبخش قرآن خوب و دلنشین ترجمه نشده اند ؟
پاسخ این سوالات را هم به هم دادیم . اما این را نوشتم تا هم علامت سوالی در ذهن شما باشد . هم احتمالا" اگر مسئول محترمی ، روحانی معظمی ، دلسوخته متعهدی و دین مدار حقیقی اینها را خواند به اندازه لحظه ای تأمل کند که یک بانوی مسلمان مسیحی شد ...
